تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
روح برانگيخته مىشود يا روح و جسد هر دو ؟ » اختلاف داشتند : يكى مىگفت : « خداوند در روز رستاخيز ، تنها روح را بر مىانگيزد بدون جسد . » ديگرى مىگفت : « روح و جسد هر دو برانگيخته مىشوند و بدين گونه آدمى زندگى از سر مىگيرد . » پادشاه كه از اين اختلاف رنج مىبرد ، خود را پاكيزه ساخت و روغن‌هاى خوشبوى و متبرك ماليد و با پروردگار خود به راز و نياز پرداخت و از او در خواست كرد كه درباره رستاخيز آنچه را كه درست است بر او روشن سازد . خداوند نيز ياران غار را سپيده دم از خواب بر انگيخت . همين كه خورشيد دميد به يك ديگر گفتند : « ما شب گذشته ، از پرستش خداوند بازمانديم . » آنگاه برخاستند و به سوى آب رفتند . هنگامى كه مىخواستند به درون غار روند ، نزديك غار چشمهء آب و درخت ميوه‌اى بود . اكنون به كنار چشمه رفتند و ديدند چشمه بىآب است و درخت نيز خشك شده است . يكى از آنان گفت : « كار ما چه شگفت‌انگيز است ! در ظرف يك شب آب اين چشمه تمام شده و اين درخت هم خشك شده است . » در اين گير و دار خداوند آنان را دچار گرسنگى ساخت . از اين رو گفتند :
فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنْظُرْ أَيُّها أَزْكى