سخن دربارهء قبيلههاى طسم و جديس كه در روزگار ملوك الطوائف بودند .
طسم بن لوذ بن ازهر بن سام بن نوح ، و جديس بن عامر بن سام پسر عموى يك ديگر بودند و در محل يمامه خانه داشتند .
نام يمامه ، در آن زمان ، « جو » بود و از پر خير و بركت - ترين شهرهاى آن نواحى به شمار مىرفت .
پادشاهشان در روزگار ملوك الطوائف عمليق بود كه مردى ستمگر محسوب مىشد و بيدادگرى و مردم آزارى و بد رفتارى بسيار كرده بود .
زنى از قبيلهء جديس كه هزيله نام داشت ، شوهرش او را طلاق گفته بود و مىخواست فرزند خود را از وى بگيرد .
زن از تسليم فرزند به شوهر ، خوددارى كرد و به نزاع پرداخت و پيش عمليق شكايت برد و گفت :
« اى پادشاه ، من براى اين كودك نه ماه باردارى كردم تا اين بار را بر زمين نهادم . آنگاه او را كه پارهء تنم بود شير دادم تا پيوندهاى او كمال يافت و روزى رسيد كه او را از شير باز گرفتم