مگر اين كه پيش از رفتن به خانه شوهر به عمليق تسليم شود و او دوشيزگى وى را بر گيرد .
قبيله جديس ، پس از صدور اين فرمان ، دچار آسيب و رنج و خوارى و سر افكندگى شد .
اين فرمان همچنان به كار بسته مىشد تا هنگامى كه شموس زناشوئى كرد .
نام اصلى اين زن عفيره ، دختر عباد ، خواهر اسود بود .
در شب عروسى كه مىبايست به خانه شوهر برود ، نخست او را پيش عمليق بردند .
در حالى كه زنان جوان ديگرى نيز او را همراهى مىكردند .
همين كه به عمليق رسيد ، عمليق او را در آغوش گرفت و گوهر دوشيزگى او را ربود .
عفيره از آن جا بيرون آمد و پيش خاندان خود رفت در حالى كه دامن جامهء خود را از پيش و پس دريده و پائين تنهء خود را برهنه كرده بود . خون از او مىرفت و اهانتى كه به وى شده بود به زشتترين گونهاى نشان داده مىشد .
همين كه به قوم خود رسيد گفت :
لا احد اذل من جديس * أ هكذا يفعل بالعروس ؟
يرضى بذا ، يا قوم ، بعل حر * اهدى و قد اعطى وثيق المهر
يقبضه الموت كذا بنفسه * اصلح ان يصنع ذا بعرسه
( هيچ كس خوارتر از جديس نيست . آيا با عروس او بايد چنين رفتارى بكنند . اى مردم ، آيا هيچ شوهر آزادهاى بدين ننگ