تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
به دو گفت : « آن عده از ياران و سرداران و سپاهيان خود را كه مورد اعتمادت هستند گرد هم آور و دستور بده تا براى آنان جوال‌هائى بدوزند . آنگاه ، هر دو مرد جنگى را در دو جوال به يك شتر بار كن و ريسمانى كه سر هر جوال را مىبندد در درون جوال بگذار تا باز كردن و بستن سر جوال به دست كسى باشد كه در درون آن نهفته است . » قصير نخستين كسى بود كه چنين تدبيرى انديشيد و آن را به كار بست . او سخن خود را ادامه داد و به عمرو بن عدى گفت : « تو خود نيز در يكى از جوال‌ها پنهان شو . و من هنگامى كه به شهر زباء رسيدم ، ترا از جوال بيرون مىآورم و بر در آن راهرو پنهانى كه گريز گاه زباء است مىگمارم . وقتى داوران تو از ميان جوال‌ها بيرون جستند و در ميان اهل شهر فرياد جنگ بر آوردند ، با هر كه در برابرشان ايستادگى كرد خواهند جنگيد . درين گير و دار اگر زباء خواست از آن راه پنهانى بگريزد ، او را بكش . » عمرو هر چه را كه قصير گفته بود عملى كرد . كاروان آماده شد و رو به راه نهادند . همين كه نزديك كاخ زباء رسيدند ، قصير پيش رفت و به دو مژده داد و از چيزهاى تازه و جامه‌هاى فاخرى كه آورده بود او را آگاه ساخت و از او درخواست كرد تا بيرون بيايد و به قطار شتران و بارهائى كه داشتند نگاهى بيفكند . قصير هميشه ، در هنگام سفر ، روزها به گوشه‌اى پنهان مىشد و مىآرميد و شب‌ها حركت مىكرد و او نخستين كسى بود كه اين شيوه را برگزيد .