قصير كه چنين ديد گفت : « لا يطاع لقصير امر » ( از قصير كسى پيروى نمىكند ) عرب گفته است : « ببقة ابرم الامر » ( كار در بقه درست شده است ) اين دو جمله نيز در ميان تازيان ضرب المثل است .
جذيمه ، عمرو بن عدى را در كشور خود ، به جاى خويش نهاد و عمرو بن عبد الجن را به فرماندهى سواران خود گماشت و با او و ساير ياران نزديك خويش روانه شد .
هنگامى كه در الفرضه فرود آمد به قصير گفت :
« رأى تو چيست ؟ » پاسخ داد :
ببقة تركت الرأى » ( من رأى خود را در بقه گذاشتم ) اين پاسخ قصير نيز ضرب المثلى شد .
هنگامى كه فرستادگان زباء با پيشكشها و مهربانىهاى بسيار پيش جذيمه آمدند ، جذيمه رو به قصير كرد و از او پرسيد :
« اى قصير ، چگونه مىبينى ؟ » جواب داد :
« خطر يسير ، فى خطب كبير » ( اين كارى كوچك است در برابر يك گرفتارى بزرگ ) اين هم ضرب المثل شد .
قصير سپس افزود :
« به زودى سواران زباء نزد تو خواهند آمد . اگر در پيش روى تو ايستادند ، بدان كه آن زن راستگوست و اگر در دو سوى تو قرار گرفتند و تو را احاطه كردند بدان كه اين قوم نقشهء نيرنگى كشيدهاند . در اين صورت بيدرنگ سوار عصا شو و بگريز . من اين اسب را آزمودهام چون بر او سوار شده و در ركاب تو با او تاختهام . »
عصا يكى از اسبهاى جذيمه بود كه هيچ اسبى در تيز رفتارى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 109
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠٩