تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
حالش را بهبود بخشيدند و به دو جامه‌اى پوشاندند و گفتند : « ما براى جذيمه ، هيچ تحفه‌اى گرانبهاتر از خواهرزاده‌اش نداريم . » آنگاه او را با خود به نزد جذيمه بردند . جذيمه به ديدن خواهرزادهء خود بسيار شادمان شد و گفت : « روزى او را ديدم كه طوقى به گردن داشت و از نزدم رفت . از آن روز تا اين ساعت از پيش چشم و دلم نرفته است . » آنگاه دستور داد تا طوق او را برايش باز آورند . و چون ديگر برايش تنگ شده بود و به گردنش نمىرفت ، جذيمه نگاه كرد و گفت : « كبر عمرو عن الطوق . » ( عمرو از طوق بزرگ‌تر شده است . ) و اين هم ضرب المثل گرديد . جذيمه كه اين نيكى را از مالك و عقيل ديده بود ، از ايشان پرسيد : « اكنون چه مىخواهيد ؟ » جواب دادند : « مىخواهيم تا وقتى كه ما زنده‌ايم و تو زنده هستى همدم و همنشين تو باشيم . » از آن پس اين دو تن نديم جذيمه شدند و تا دم مرگ ، ياران وفادار او بودند چنان كه دوستى ايشان ضرب المثل شد و « نديمان جذيمه » در زبان عربى ضرب المثلى است كه درباره دوستان وفادار به كار مىرود . فرمانرواى عرب در سرزمين جزيره ( جزيرهء ابن عمر ) و بلنديهاى شام ، عمرو بن ظرب بن حسان بن اذينة العمليقى ، از كارگزاران عمالقه ، بود . ميان او و جذيمه زد و خوردى روى داد و بر اثر جنگى كه در گرفت عمرو بن ظرب كشته شد و لشكريانش شكست خوردند
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 106 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت