تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
« اين سه تن پيش ايوب رفتند كه گرفتار آن بلا بود . به حال او سخت گريستند و گفتند : « بىگمان تو گناهى كرده‌اى كه هيچ كس نكرده است . به همين جهة از اين شكنجه رهائى نيافته‌اى . » درين باره گفت و گو ميانشان بسيار شد تا جوانى كه همراهشان بود ، سخنى عليه آنان بر زبان راند و گفت : « شما درين سخنگوئى بهترين سخن ، و درين سگالش نيك - ترين انديشه و درين كار نيكوترين راه را فرو گذاشتيد . ( يعنى به جاى اين كه به روى خوب مسئله بنگريد به روى بد آن نگاه كرديد . ) اين ايوب بيش از آن حق به گردن شما دارد ، و بالاتر از كسى است كه شما مىپنداريد و او را وصف مىكنيد . هيچ مىدانيد كه حق چه كسى را ضايع مىكنيد و حرمت چه كسى را از ميان مىبريد و اين مرد كه ازو خرده مىگيريد كيست ؟ آيا نمىدانيد كه ايوب پيامبر خدا و بهترين بنده برگزيده او در روزگار شماست ؟ بعد هم شما ندانسته‌ايد و خدا هم شما را آگاه نساخته كه او به مال و جسم و جان ايوب خشم گرفته ولى از آن ارجمندى كه به او و همه بندگان خود عطا كرده چيزى نكاسته است . ايوب هم در سراسر مدتى كه شما همنشين وى بوده‌ايد جز در راه راستى و درستى گام برنداشته است . گمان مىبريد آسيب و گزندى كه به او رسيده ، از ارزش او در پيش شما مىكاهد و و پايه او را در ميان شما پست مىكند . ولى مىدانيد كه خداوند پيامبران و خداپرستان راستين و شهيدان و نيكوكاران را بدين - گونه بلاها گرفتار مىسازد كه آنان را بيازمايد . آسيبى كه به چنين بزرگانى مىرسد نشانه خشم خداوند نسبت به ايشان يا دليل غفلت ايشان از پرستش خداوند نيست ، بلكه نشانه لطف خداوند درباره
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 98 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت