سيرت نمىكند كه به آنچه در خارج هم هست چشم دوختهاى ؟ » در پاسخ گفت :
« اين بركت هم از بركات خداى من است و من از آن سير نمىشوم . »
ايوب ، پس از اين كه آن آسيبها ازو برداشته شد ، هفتاد سال بزيست .
هنگامى كه بهبود يافت خداوند به دو فرمان بداد تا يك چوب خوشه خرما را كه صد شاخه داشته باشد برگيرد و با آن همسر خويش را بزند تا از قيد سوگندى كه ياد كرده ، رهائى يابد .
ايوب نيز چنين كرد .
اين گفته ايوب كه : « پروردگارا ! به من گزندى رسيد . »
دعاست و شكوه نيست . دليلش هم قول خداى بزرگ است كه فرمود
فَاسْتَجَبْنا لَهُ
[ ( 1 ) ] ( ما دعاى او را مستجاب كرديم ) .
يكى از دعاهاى ايوب اين بود كه :
« به خدا پناه مىبرم از گزند همسايهاى كه مرا به ديدهاى مىنگرد كه اگر خوبى در من ببيند پنهان مىكند و اگر بدى ببيند بر زبان مىآورد . »
و گفته شده است :
سبب دعاى مذكور اين بود كه سه تن از كيش او پيروى مىكردند . يكى از آنان يلدد ، ديگرى اليفر و سومى صافر ناميده مىشد . ( در تورات ، سفر ايوب ، آيه يازدهم از فصل دوم ، نام آن سه تن چنين آمده است : اولى بلدد الشوخى ، دومى اليفاز اليتمانى ، سومى صوفر النعمانى ) .
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره انبياء - از آيه 84