خداوند به او وحى فرستاد و فرمود :
« آماده بلا باش ! » ايوب پرسيد :
« پس دين من چه مىشود ؟ » خداوند فرمود :
« دين تو محفوظ خواهد ماند و آن را به تو خواهم داد . »
ايوب گفت :
« درين صورت ، از آسيبهاى ديگر پروائى ندارم . »
همچنين براى ابتلاء و آزمايش ايوب سبب ديگرى نيز ذكر كردهاند كه نزديك است به آنچه ما شرح داديم .
بارى ، هنگامى كه خداوند ايوب را دچار گزند و آسيب ساخت و بلاى او را تشديد كرد ، همسرش به دو گفت :
« تو مردى هستى كه خداوند نياز تو را برآورده مىسازد .
از خدا بخواه كه بيمارى تو را بهبود بخشد . »
ايوب پاسخ داد :
« ما هفتاد سال در ناز و نعمت و آسايش به سر بردهايم .
بنابر اين هفتاد سال نيز بايد در اين بلا بردبارى و شكيبائى كنيم .
اگر خدا مرا از اين بيمارى بهبود بخشد ، به همان خدا سوگند كه تو را يكصد تازيانه خواهم زد . »
و نيز گفته شده است :
سوگندى كه ايوب درباره تازيانه زدن زن خود ياد كرد ، سببش اين بود كه ابليس به نزد همسر او پديدار شد و از او پرسيد :
« براى چه اين همه گزند و آسيب به شما رسيده است ؟ » پاسخ داد :
« براى اين كه خداوند مىخواست . »
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 93
مساهمون: ابن الأثير
ص٩٣