تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
خداوند به او وحى فرستاد و فرمود : « آماده بلا باش ! » ايوب پرسيد : « پس دين من چه مىشود ؟ » خداوند فرمود : « دين تو محفوظ خواهد ماند و آن را به تو خواهم داد . » ايوب گفت : « درين صورت ، از آسيب‌هاى ديگر پروائى ندارم . » همچنين براى ابتلاء و آزمايش ايوب سبب ديگرى نيز ذكر كرده‌اند كه نزديك است به آنچه ما شرح داديم . بارى ، هنگامى كه خداوند ايوب را دچار گزند و آسيب ساخت و بلاى او را تشديد كرد ، همسرش به دو گفت : « تو مردى هستى كه خداوند نياز تو را برآورده مىسازد . از خدا بخواه كه بيمارى تو را بهبود بخشد . » ايوب پاسخ داد : « ما هفتاد سال در ناز و نعمت و آسايش به سر برده‌ايم . بنابر اين هفتاد سال نيز بايد در اين بلا بردبارى و شكيبائى كنيم . اگر خدا مرا از اين بيمارى بهبود بخشد ، به همان خدا سوگند كه تو را يكصد تازيانه خواهم زد . » و نيز گفته شده است : سوگندى كه ايوب درباره تازيانه زدن زن خود ياد كرد ، سببش اين بود كه ابليس به نزد همسر او پديدار شد و از او پرسيد : « براى چه اين همه گزند و آسيب به شما رسيده است ؟ » پاسخ داد : « براى اين كه خداوند مىخواست . »