تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
سوراخ او دميد كه از گرمى آن پيكرش بسوخت و كارش به جائى رسيد كه گوشت تنش از هم پاشيد و پيكرش پر از كرم شد . و اگر كرمى از تنش مىافتاد ، آن را برمىداشت و بر جانش مىگذاشت و مىگفت : « از روزى خدا بخور ! » همچنين گرفتار جذام شد . از اين بدتر آن كه به تنش دمل‌هائى بيرون مىزد به بزرگى پستان زن . بعد مىتركيد و مىگنديد تا جائى كه هيچ كس ياراى تحمل بوى گند او را نداشت . از اين رو مردم آن قريه ، او را به سوى زباله دانى كه در بيرون قريه بود ، راندند تا كسى به دو نزديك نشود . تنها همسرش پيش او مىرفت كه او نيز درباره آنچه شايسته وى بود ، با وى اختلاف داشت . بدين گونه ، ايوب هفت سال در آن زباله‌دان ماند . درين مدت هرگز از خدا نمىخواست كه آن بلا را از او بگرداند با اين كه در سراسر روى زمين هيچ كس پيش خداوند ، گرامىتر از او نبود . و نيز گفته شده است : سبب آسيبى كه به ايوب رسيد آن بود كه سرزمين شام دچار خشكسالى شد . از اين رو فرعون مصر براى ايوب پيام فرستاد كه : « اگر پيش ما بيائى ، از خشكسالى رها خواهى شد و درين جا گشايشى خواهى يافت . » ايوب نيز با خانواده و كسان و چارپايان و گله‌هاى گاو و گوسپند خود رهسپار مصر شد . فرعون نيز زمين‌هائى را براى كشت و زرع و بهره‌بردارى