تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩
ابراهيم در هنگام فروش آن بت‌ها فرياد مىزد و مىگفت : « چه كسى خريدار چيزهائى است كه نه زيانى برايش دارد ، نه سودى ؟ » بديهى است كه با اين طرز تبليغ ، هيچ كس از او بتى نمىخريد . از اين گذشته ، ابراهيم براى ريشخند كردن قوم خود ، بت‌ها را برمىداشت و به كنار رودخانه مىبرد و سرشان را به سوى آب خم مىكرد و مىگفت : « آب بنوشيد . » اين گونه كارها را به اندازه‌اى پيگيرى كرد كه سرانجام همه مردم فهميدند كه او به بت‌ها عقيده ندارد . و بت‌پرستان را ريشخند مىكند . ولى اين مطلب را به نمرود خبر ندادند . هنگامى كه ابراهيم پيامبرى را آغاز كرد و بر آن شد تا از قوم خود بخواهد كه آنچه را مىپرستند ترك گويند و به بندگى خداى بزرگ پردازند ، نخست پدر خويش را به يكتاپرستى فرا خواند . ولى پدرش دعوت او را نپذيرفت و سخنش را نشنيد . بعد ، مردم را به پرستش خداى يگانه خواند . مردم ازو پرسيدند : « تو چه كسى را مىپرستى ؟ » در پاسخ گفت : « كسى را كه پروردگار جهانيان است . » پرسيدند : « منظورت نمرود است ؟ » گفت :