تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
در نتيجه پاكوبى او چشمه‌اى به وجود آمده بود . اين همان چشمه زمزم است . آبى كه از چشمه زمزم بيرون آمد به هر سوى روان شد و هاجر ( براى اين كه آب‌ها به هدر نرود ) با دست خود خاك جمع مىكرد و جلوى آنها مىريخت . بدين گونه ، در هر جا كه آب جمع مىشد ، آن را بر مىگرفت و در مشك خويش مىريخت . مولف گويد : پيامبر اكرم ، صلى اللّه عليه و سلم ، فرموده است : « خدا هاجر را بيامرزاد ! اگر اين چشمه را همچنان به حال خود باقى مىگذاشت و جلوى آبش را نمىگرفت ، امروز چشمه‌اى پر آب و روان بود . » قبيله جرهم در دره‌اى نزديك مكه مىزيستند . پرندگان همين كه در وادى ميان صفا و مروه ، آب ديدند در اطراف آن گرد آمدند . قبيله جرهم وقتى ديدند پرندگان بدان سو روى آورده‌اند ، گفتند : « پرندگان بدان جا نرفته‌اند مگر از اين جهة كه در آن جا آب وجود دارد . » از اين رو ، پيش هاجر رفتند و به او گفتند : « ما بىآب مانده‌ايم و اين آب ، آب تست . اگر بخواهى ، ما پيش تو مىمانيم و همدم و همنشين تو مىشويم . » هاجر پيشنهاد ايشان را پذيرفت و گفت : « بسيار خوب . » آنان در پيش هاجر ماندند تا اسماعيل بزرگ شد و هاجر
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 29 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت