تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
ابراهيم به خانه او وارد نشد . ولى پرسيد : « از خوراكى ، چيزى دارى كه من رفع گرسنگى كنم ؟ » جواب داد : « آرى . » پرسيد : « پس نانى ، گندمى ، جوى ، خرمائى در اين جا يافت مىشود ؟ » ولى آن خانم براى او گوشت و شير آورد و ابراهيم دعا كرد كه خداوند اين دو ماده خوراكى را بركت بدهد . اگر همسر اسماعيل در آن روز براى پدر شوهر خويش خرما يا گندم يا جو مىآورد ، در بيش‌ترين قسمت زمين خدا ازين محصولات مىروئيد . زن اسماعيل ، سپس به ابراهيم گفت : « فرود آى تا سرت را بشويم . » ولى ابراهيم به خانه او فرود نيامد . از اين رو همسر وى او را بر سر سنگى كه محل شست و شو بود برد و او را در قسمت راست سنگ قرار داد . ابراهيم پاى خود را بر سنگ نهاد و نشانهء پاى او بر آن ماند . همسر اسماعيل در آن جا قسمت راست سر ابراهيم را شست . بعد سنگ را به سمت چپ گرداند و قسمت چپ سرش را شست و شو داد . ابراهيم كه اين مهمان نوازى را از عروس خود ديد به دو گفت : « هنگامى كه همسرت آمد ، از من به دو سلام برسان و بگو :
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 32 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت