تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
فرزندان اسرائيل وقتى ديدند گريز گاهى ندارند ، توراة را پذيرفتند و با نهادن نيمى از روى خود بر زمين به سجده پرداختند و در حالى كه بدان كوه مىنگريستند و سجده مىكردند ، گفتند : « ما اندرز تو را به جان مىشنويم و فرمان مىبريم . » از آن ببعد ، در ميان يهوديان اين سنتى شد كه هنگام سجود نيمى از روى خويش را بر زمين نهند . هنگامى كه موسى از راز و نياز با خدا ، به پيش بنى اسرائيل بازگشت . همه او را مرده مىديدند . برخى نيز گفته‌اند كه همه او را نابينا مىديدند . اين بود كه بر سر و روى خود روپوش مىنهاد تا چهره‌اش ديده نشود . مردى از بنى اسرائيل كه تنها وارث پسر عم خود محسوب مىشد ، براى دريافت ميراث وى ، او را كشت و جسدش را برد و در جاى ديگرى انداخت . بامداد روز بعد گريبان برخى از فرزندان اسرائيل گرفت و پيش حضرت موسى برد و خون پسر عموى خود را خواست . آنان كشتن اين مرد را انكار كردند . موسى براى داورى در اين دعوى از پروردگار خويش چاره خواست . خداوند به ايشان فرمود كه گاوى را بكشند و موسى نيز فرمان خداوند را به ايشان رساند .
قالُوا : أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً ؟ قالَ : أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ .
[ ( 1 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره بقره - آيه 67
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 248 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت