مىخواهى به تو مىبخشد . پس از او بخواه كه ما را پيغمبر خود كند . »
موسى دعا كرد و خداوند آن هفتاد تن را نيز در شمار پيامبران خويش درآورد .
و نيز گفته شده است :
رفتن اين هفتاد تن به كوه پيش از آن بود كه خداوند توبهء بنى اسرائيل را بپذيرد . اين گروه هنگامى كه به وعدهگاه ( يعنى به كوه طور ) رفتند و پوزش خواستند ، خداوند توبه ايشان را پذيرفت و فرمود كه برخى از ايشان برخى ديگر را بكشند .
خداوند حقيقت را بهتر مىداند .
هنگامى كه موسى با توراة برگشت بنى اسرائيل به خاطر وظائف سنگين و سختى كه توراة براى ايشان پيش مىآورد از پذيرفتن و عمل كردن بدان خوددارى كردند .
از اين رو ، جبرائيل به فرمان خداوند ، در فلسطين به اندازهء لشكريان بنى اسرائيل ، به مساحت يك فرسنگ در يك فرسنگ كوهى را از زمين بركند و اين كوه را به بلندى قامت يك مرد ، مانند سايبان ، در بالاى سر بنى اسرائيل گرفت ، آتشى نيز در پيش روى آنان برانگيخت ، دريائى هم در پشت سرشان پديد آورد .
آنگاه موسى به ايشان گفت :
« آنچه را كه ما براى شما آوردهايم ، محكم بگيريد و گوش فرا دهيد . آن را بپذيريد و هر چه را كه فرمان داده شده به كار بنديد . و گرنه در زير اين كوه ، كه بر سر شما فرود خواهد آمد ، جان خواهيد سپرد و در اين آتش ، كه پيش روى شماست خواهيد سوخت و در آن دريا كه پشت سر داريد غرق خواهيد شد . »
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 247
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٤٧