تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
( به موسى گفتند : « آيا ما را ريشخند مىكنى ؟ - كشتن گاو به داورى درباره كشته شدن آدميزاد چه ربطى دارد ؟ » موسى گفت : « پناه مىبرم به خدا از اين كه نادان باشم - و شما را ريشخند كنم . » ) باز گفتند : « اين گاو ، چگونه گاوى بايد باشد ؟ » آنان هر گاوى را كه مىكشتند ، از ايشان پذيرفته مىشد . ولى درين باره سختگيرى كردند و خواستند تمام صفات گاوى را كه مىبايست كشته شود بدانند . در برابر تأكيد ايشان ، خداوند نيز تأكيد فرمود و اين از آن رو بود كه مردى از ايشان مؤمن واقعى بود و داورى خداوند را مىپذيرفت و فرمانبردار او بود و گاوى داشت داراى همان ويژگىهائى كه مىبايست باشد . در نتيجه ، پيروى او از فرمان خدا به سود او تمام شد . چون گاوى بدان صفات نيافتند جز گاوى كه او داشت . و آن را از او خريدند ببهاى اين كه به اندازهء گنجايش پوستش به دو طلا بدهند . بنابر اين هنگامى كه از موسى پرسيدند : « اين گاو چگونه گاوى بايد باشد ؟ » ، جواب داد :
إِنَّها بَقَرَةٌ لا فارِضٌ وَ لا بِكْرٌ
[ ( 1 ) ] ( گاوى نه سالخورده و از كار افتاده ، نه جوان كار نكرده ) - نه بزرگ نه كوچك بلكه ميانسال .
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره بقره - آيه 68