از اين رو ، كسانى كه گوساله را پرستيده بودند و كسانى كه نپرستيده بودند با هم جنگ كردند و از اين دو گروه ، هر كس كشته شد ، شهيد از جهان رفت .
بدين گونه ، از بنى اسرائيل هفتاد هزار تن كشته شدند .
سرانجام موسى و هارون برخاستند و به درگاه خداوند دعا كردند كه از گناهشان درگذرد .
خداوند نيز آنان را بخشيد و توبه آنان را پذيرفت .
موسى مىخواست سامرى را بكشد ولى خداوند فرمود كه او را رها كند و گفت او بخشنده است .
از اين رو ، موسى ، وى را تنها نفرين كرد .
بعد ، موسى از ميان فرزندان اسرائيل هفتاد مرد نيكوكار را برگزيد و به ايشان گفت :
« با من به سوى خداوند بيائيد و از كارى كه كردهايد توبه كنيد و روزه بگيريد و خود را پاكيزه سازيد . »
و در وقتى كه خداوند معين فرموده بود ، ايشان را با خود به سوى طور سينا برد .
به حضرت موسى گفتند :
« از خداوند بخواه كه ما سخن پروردگار خويش را بشنويم .
موسى جواب داد :
« همين كار را مىكنم . »
هنگامى كه موسى به كوه طور نزديك شد ، ابرى انبوه در پيش روى او فرود آمد تا سراسر كوه را پوشاند .
موسى به درون ابر رفت و به همراهان خويش گفت :
« پيش بيائيد ! »
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 245
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٤٥