درين هنگام به دو گفته شد :
فَذانِكَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ . قالَ : رَبِّ ، إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ ، وَ أَخِي هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعِي رِدْءاً يُصَدِّقُنِي ، إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ . قالَ : سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَ نَجْعَلُ لَكُما سُلْطاناً فَلا يَصِلُونَ إِلَيْكُما بِآياتِنا أَنْتُما وَ مَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغالِبُونَ .
[ ( 1 ) ]
( اين دو - يعنى اژدها شدن عصا و سپيدى و روشنائى دست ، دو نشانه از سوى پروردگار تو به سوى فرعون و بزرگان دربار اوست كه گروهى نابكارند .
موسى گفت :
پروردگارا ، من يكى از ايشان را كشتهام و مىترسم كه مرا بكشند . برادرم ، هارون ، هم از من در سخنگوئى شيواتر و زبان آورتر است . او را نيز همراه من بفرست كه درين پيامبرى پشتيبان من باشد تا پيام ما را راست انگارند و گر نه مىترسم كه آنچه مىگويم دروغ پندارند .
خداوند فرمود :
درخواست تو را مىپذيريم و با يارى برادرت ، بازويت را نيرومند مىسازيم و شما دو تن را توانائى و پيشوائى مىبخشيم چنان كه - بدخواهان شما - هرگز به شما دست نيابند . اكنون با نشانههائى كه از ما داريد ، به نزد فرعون برويد و بدانيد كه شما و پيروانتان پيروز خواهيد شد . )
موسى پيش خانوادهء خويش رفت و با آنان به راه مصر روانه شد . شبانگاه در راه به خانهء مادرش رسيد و در آن جا مهمان
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره قصص - آيههاى 32 تا 35