تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
برابر هر آسيبى بيتاب نشوم . و كار مرا آسان فرماى ، و گره از زبان من بگشاى تا سخن مرا دريابند . برادرم هارون را كه يكى از افراد خاندان من است ، دستيار من كن ، پشت مرا به دو نيرومند ساز و او را در كار پيامبرى با من شريك كن تا بسيار تو را سپاس گوئيم و تو را ياد كنيم . زيرا تو به كار ما بينائى . خداوند فرمود : اى موسى ، آنچه از ما خواسته بودى به تو داده شد . ) آنگاه خداوند به موسى فرمود كه به ديدن فرعون برود و پيام خدا را برساند . پس از رفتن موسى ، خانوادهء او همچنان به جاى خود بودند و نمىدانستند كه موسى چه مىكند . تا هنگامى كه چوپانى از مردم مدين بدان جا گذشت و آنان را شناخت و با خود به زمين برد . آنان در نزد شعيب ماندند تا پس از شكافته شدن دريا ، يعنى رود نيل ، كه خبر موسى به ايشان رسيد و پيش او رفتند . به روايت ديگر : هنگامى كه حضرت موسى عليه السلام به سوى مصر روانه شد ، خداوند به هارون ، برادر موسى ، وحى فرستاد و او را از بازگشت موسى به مصر آگاه ساخت و به دو فرمان داد كه خود را به موسى برساند . او نيز از مصر بيرون رفت تا با موسى روبرو شد . موسى به دو گفت : « اى هارون ، خداى بزرگ ، ما را به سوى فرعون به پيامبرى فرستاده است . بنابر اين با من بيا . » هارون گفت : « بسيار خوب ، به چشم ! »