كه او خداى بزرگ است . از اين رو دلش به تپش افتاد و زبانش بند آمد و توانائى او به ناتوانى بدل شد و در حالى كه زنده بود به گونهء مردهاى درآمد . چيزى كه بود هنوز جان در تن او وجود داشت .
ولى خداوند فرشتهاى را فرستاد كه قلب او را قوت بخشيد و عقل و هوش او را به سرش باز گرداند .
آنگاه به دو ندا رسيد :
إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً .
[ ( 1 ) ]
( من پروردگار تو هستم ، پس كفش خود از پاى بدر آور ، كه اكنون در وادى مقدس طوى گام نهادهاى . )
تنها از اين رو به دو فرمان داده شد تا كفش خود را بدر - آورد كه كفشهاى او از پوست خر مردهاى بود .
و نيز گفته شده است :
اين فرمان از آن رو به دو داده شد كه به سرزمين مباركى گام مىنهاد .
بعد خداوند براى دلدارى و از ميان بردن هراس موسى به دو خطاب كرد :
وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى ؟ قالَ : هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِي وَ لِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى .
[ ( 2 ) ]
( خداوند فرمود : اى موسى اين چيست كه در دست راست دارى ؟
در پاسخ عرض كرد :
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره طه - آيه 12
[ ( 2 ) ] - سوره طه - آيههاى 17 و 18