خداوند به موسى ، تنها از آن رو فرمود كه عصاى خود را بر زمين افكند تا هنگامى كه آن را در برابر فرعون نيز به زمين مىاندازد ، از آن نترسد .
بارى ، همين كه موسى برگشت ، خداوند فرمود :
« عصا را بردار . نترس و دست خود را در دهان اژدها كن و آن را برگير . »
موسى جامهاى پشمين پوشيده و دست خود را در آستين آن پيچيده بود و از عصا - كه اژدها شده بود - مىترسيد .
از اين رو به دو ندا رسيد :
« دست خود را از آستين بدر آور و آن را برگير . »
موسى دست خود را در ميان دو فك اژدها كرد . همين كه دست در دهانش برد ، باز به حال اول برگشت و عصا شد چنان كه گفتى هيچ دگرگونى غير عادى از آن ديده نشده بود .
بعد ، خداوند به دو فرمود :
أَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ .
[ ( 1 ) ]
( دست در گريبان خويش كن تا هنگامى كه بيرون مىآورى سپيد باشد ، نه در اثر پيشامد بد - يعنى بيمارى برص - بلكه از بسيارى نور و روشنائى . )
موسى دست در گريبان برد و بيرون آورد و ديد دستش بىآنكه گزندى بدان رسيده باشد ، مانند برف سپيد شده و فروغ و روشنائى دارد .
باز دست در گريبان برد و دستش بار ديگر برگشت به همان گونهاى كه بود .
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره نمل - آيه 12