اين عصاى من است كه به دو تكيه مىدهم و گوسفندانم را مىرانم و نيازهاى ديگر خود را برمىآورم . )
دربارهء نيازهاى ديگرى كه با آن عصا برمىآورد ، گفتهاند كه با آن به درخت مىزد و برگ براى گوسپندان خود فرو مىريخت .
همچنين سفرهء غذا و مشك آب خود را بر آن مىآويخت و حمل مىكرد .
اين عصا ، همچنين ، در شب تاريك نور مىافكند و اطراف موسى را روشن مىساخت . و هر گاه كه آب او تمام مىشد آن را در چاه فرو مىبرد و با سر آن كه مانند دلو مىشد از چاه آب بر مىداشت . و هنگامى كه دلش ميوهاى مىخواست ، عصا را مانند درخت در زمين مىكاشت و همان دم بر آن شاخ و برگ مىروئيد و همان ميوهاى را كه مىخواست به بار مىآورد .
خداوند به دو فرمود :
« اى موسى ، عصاى خود را بيفكن » موسى آن را افكند .
عصا همين كه بر زمين افتاد ، اژدهائى شد كه پيكرى بزرگ و حركتى آهسته داشت . و به تكاپو افتاد .
وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ . يا مُوسى ، لا تَخَفْ إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ
[ ( 1 ) ] ( موسى همين كه آن را ديد روى برتافت برنگشت .
در اين هنگام خداوند فرمود :
( اى موسى ، نترس ، كه پيغمبران در پيش من نترسند . )
پيش بيا و نگران مباش . ما به زودى نخستين ويژگى اين عصا را بدان باز خواهيم گرداند .
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره نمل - آيه 10