بود .
موسى وقتى ديد شعيب مىخواهد عصا را بگيرد ، از پس دادن آن خوددارى كرد .
آخر قرار شد نخستين مردى را كه از راه برسد به داورى برگزينند و به هر چه او حكم كرد ، تن در دهند .
چيزى نگذشت كه فرشتهاى به گونهء آدميزاد فرا رسيد و چنين حكم كرد كه موسى عصا را به زمين بگذارد . بعد ، هر يك از آن دو تن كه توانست عصا را بردارد ، عصا از آن او باشد .
موسى عصا را به زمين انداخت . شعيب هر چه كوشيد كه آن را بردارد نتوانست چون بيش از اندازهء توانائى او سنگينى يافته بود .
بعد ، موسى دست برد و آن را به آسانى برداشت . از اين رو ، شعيب عصا را به موسى واگذاشت .
اين عصا از چوب عوسج [ ( 1 ) ] بود .
دو شاخه داشت و سر آن خميده شده بود .
و نيز گفتهاند :
اين عصا از آس ، يعنى درخت موردى بود كه در بهشت
هامش
[ ( 1 - ) ] عوسج ( به فتح عين و سين ) : درختى است قريب به درخت انار و پرخار و برگش تند و مايل به درازى و با رطوبت چسبنده و ثمرش به قدر نخود ، و مايل به طول و سرخ گويند عصاى موسى عليه السلام از آن درخت بوده است .
( خلاصه از لغتنامه دهخدا )