تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
هدايت مىكرد ، همچنان كه همسر او ، آسيه ، را هدايت فرمود . » فرعون حتى مىخواست موسى را بكشد ولى آسيه به اندازه‌اى در نگه داشتن طفل اصرار ورزيد و با شوهر خود گفت و گو كرد كه سرانجام فرعون بچه را به دو واگذاشت و گفت : « من مىترسم كه اين بچه از بنى اسرائيل باشد و همان كسى باشد كه نابودى ما به دست او خواهد بود . » از اين روست كه خداى عز و جل مىفرمايد :
فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَ حَزَناً
[ ( 1 ) ] ( كسان فرعون ، موسى را برگرفتند تا براى آنان مايهء دشمنى و اندوهى باشد . ) خواستند براى پرورش موسى دايگانى بگيرند ولى او پستان هيچيك از زنان شيرده را در دهان نگرفت . از اين روست فرمودهء خداى بزرگ كه :
وَ حَرَّمْنا عَلَيْهِ الْمَراضِعَ مِنْ قَبْلُ فَقالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَ هُمْ لَهُ ناصِحُونَ ؟
[ ( 2 ) ] ( ما شير هر دايه‌اى را بر موسى از پيش حرام كرديم . از اين رو خواهر وى گفت : آيا مىخواهيد من خانواده‌اى را به شما نشان دهم كه براى شما از او سرپرستى كنند و رهنما و نيكخواه او باشند ؟ ) به شنيدن اين سخن بدگمان شدند و او را به بازجوئى گرفتند و پرسيدند : « چه مىدانى كه آنان چگونه رهنما و نيكخواه او مىشوند ؟
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره قصص - آيه 8 [ ( 2 ) ] - سوره قصص - آيه 12