تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَ لا تَخافِي وَ لا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ .
[ ( 1 ) ] ( به مادر موسى وحى كرديم كه : نوزادت را شيرده و هر گاه بر او بيمناك شدى ، او را در دريا - يعنى در رود نيل درافكن و هرگز مترس و اندوهگين مباش زيرا ما او را به تو بر مىگردانيم و او را از پيغمبران قرار مىدهيم . ) مادر موسى نيز ، پس از زادن موسى او را شير داد . آنگاه نجارى را فراخواند كه براى او جعبه‌اى ساخت و كليد جعبه را نيز در داخل قفل آن گذاشت . مادر موسى جگر گوشه خويش را در جعبه نهاد و آن را به دريا - يعنى رود نيل - افكند . همين كه نوزاد را از خود دور كرد ، شيطان در نهادش راه يافت و به فريب دادن او پرداخت . از اين رو با خود گفت : « اين چه كارى بود كه من كردم ! اگر اين بچه در پيش من كشته مىشد و او را كفن مىكردم و به خاك مىسپردم بهتر از اين بود كه او را به دست خود در كام ماهيان و ساير حيوانات دريائى اندازم . » همين كه موسى را در آب افكند ، به خواهر موسى كه مريم نام داشت ، گفت : « دنبال آن برو و ببين كه آب آن را به كجا مىبرد . شايد كه باز آن را پيدا كنيم . »
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره قصص - آيه 7