تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي .
[ ( 1 ) ] ( گره از زبانم بگشاى تا مردم سخنم را دريابند و بپذيرند . ) بدين تدبير ، كودك از كشته شدن رهائى يافت . موسى ، كه فرعون وى را به فرزندى برگزيده بود ، بزرگ شد و به سن رشد رسيد در حالى كه اسب فرعون را سوار مىشد و همانند فرعون جامه مىپوشيد . او را « موسى پسر فرعون » مىخواندند و فرزندان اسرائيل در سايهء حمايت او خود را حفظ مىكردند زيرا از بيم موسى هيچ قبطى نمىتوانست به بنى اسرائيل ستم روا دارد . يك روز فرعون سوار بر اسب شد و از شهر بيرون رفت در حالى كه موسى همراهش نبود . هنگامى كه موسى به دربار رفت به دو گفتند : « فرعون ، هم اكنون سوار شد و بيرون رفت . » موسى سوار شد و در پى او شتافت تا او را در سرزمينى كه منف خوانده مىشد سرگرم استراحت يافت . اين منف ( به فتح ميم و سكون نون ) مصر قديمى ، يعنى مصرى بود كه يوسف صديق در آن به سر مىبرد . منف اكنون قريهء بزرگى است . موسى در نيمروز وارد منف گرديد كه پيشه‌وران ، بازارها را بسته و براى خواب بعد از ظهر رفته بودند .
وَ دَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلى حِينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِها ، فَوَجَدَ فِيها
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره طه - آيه‌هاى 27 و 28