مردم خوردند و آشاميدند و در حالى از بارگاه او بيرون
هامش
[ ( ) ] فراخى نعمت ، رعيت را همچنان بدهد ، مگر آن چيزى كه ملك را بود خاصه ، كه رعيت را به كار نيايد چون اسبان و آلت سلاح و گوهرها و چيزها كه آن جز ملكان را به كار نيايد .
اما آن چيز كه خلق را به كار آيد نبايد كه او خويشتن را چيزى خاصه بدارد و خلق را از آن باز دارد ، چنان كه ايدون گويد : « فلان طعام مخوريد تا من بخورم يا فلان شراب مخوريد تا من خورم يا فلان جامه مپوشيد تا اين خاصه مرا بود ، يا فلان اسپرغم مبوييد تا من بويم . »
و ايدون بايد كه ملك هميشه عفو كننده بود و عقوبت كم كند . جائى كه عفو بايد كردن ، عفو كند ، و چون عقوبت بايد كردن ، بسيار جاى نيز عفو كند تا عفو بيشتر بود از عقوبت ، كه اگر به عفو خطا كند به كه به عقوبت اگر جائى عقوبت بايد كردن و او به غلط عفو كند ، تواند كردن كه اندر يابد ، و اگر جائى كه عفو بايد كردن به غلط عقوبت كند ، آن از دست گذشت و نيز اندر نتواند يافت . ( پس در عقوبت كردن تعجيل نكند كه تعجيل كردن در كارها را فساد بسيار است . )
و ايدون بايد كه اگر كسى از رعيت پيش ملك گله كند از كاردارى كه بر او ستم كرد ، ملك بايد آن كاردار را محابا نكند و به سوى او ميل نكند و آن كاردار را با متظلم گرد آورد . اگر ستم كرده است ، آن ستم ازو بردارد ، و اگر چيزى آن كاردار بستده است به ستم ، بفرمايد كه باز دهد . اگر كار دار نداد ، ملك بدهد و آن كاردار را ادب كند تا ديگر باره چنان نكند ، و هم ( او را ) بدان جاى باز فرستد تا هر تباهى كه كرده است او خود نيكو كند و هر ستمى كه كرده است داد بدهد .