تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
اين جهان تنها گذرگاهى است براى رفتن به جهان ديگر ، و جهانيان بارى كه دارند از دوش نمىافكنند مگر در جهان ديگر . » اين سخنرانى ، بسيار دراز است [ ( 1 ) ]
هامش
[ ( 1 - ) ] ابن اثير ، اين سخنرانى را كه پيداست از تاريخ طبرى گرفته ، كوتاه كرده ، و شايد هم از آن جهة دست بدين كار زده كه در سخنان منوچهر ، آنطور كه طبرى نقل كرده ، مقدارى مطالب تكرارى است . با اين وصف ، نكاتى را ابن اثير از قلم انداخته كه شايد نقل آنها درين جا بىمناسبت نباشد . از اين رو ، همه‌ى سخنان منوچهر ، از تاريخ بلعمى ، كه ترجمه تاريخ طبرى است ، درين جا نقل مىشود : « اى مردمان ، اين همه خلق را كه شما بينيد ، بدين چندين بسيارى و چندين گونه خلق كه اندر اين جهانند ، اين همه را خالقى است كه آفريدگار ايشان است . و نعمت بر ايشان از اوى است آفريدگار را ببايد پرستيدن ، و بر نعمت او سپاسدارى بايد كردن ، و خويشتن بر قضاى او سپردن كه هر چه بودنى است چاره نيست كه بباشد . هيچ كس نيست ضعيف‌تر از مخلوق به دست خالق كه اگر مخلوق چيزى بجويد نيابد . و اگر او را بجويند ، بيابند . و هيچ كس نيست قوىتر از خالق بر مخلوق زيرا كه خالق هر گه مخلوقى را بجويد ، اين مخلوق به دست او اندر باشد . پس ، از همه ، خالق قوىتر و قادرتر و از همه ، اين مخلوق ، ضعيف‌تر ، كه هر چه بجويد ، يافت نتواند . و چون او را بجويند ، گريخت نتواند . انديشه كردن اندر كار خالق و مخلوق روشنى افزايد اندر دل ، و غفلت و ناانديشيدن از اين ، تاريكى افزايد اندر دل .