تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
يعقوب در پاسخ گفت : « آنچه مرا فرسوده ساخته و از ميان برده ، داغ دورى يوسف است كه خدا مرا بدان گرفتار كرده است . » پس از اين پيشآمد خدا به دو وحى فرستاد و فرمود : « آيا از دست من پيش بندگان من شكوه مىكنى ؟ » يعقوب كه به لغزش خود پى برد ، گفت : « پروردگارا ، گناهى از من سر زده است . مرا ببخش ! » خداوند فرمود : « از اين گناه تو در گذشتم . » از آن ببعد ، هر گاه كسى دربارهء درد و اندوه يعقوب پرسشى مىكرد ، يعقوب در پاسخ مىگفت :
إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ
[ ( 1 ) ] ( من از اندوه و درد خود ، تنها پيش خداوند شكايت مىبرم . ) سپس خداوند به دو وحى فرستاد و فرمود : « حتى اگر دو فرزند تو مرده بودند ، هر دو را براى تو زنده مىكردم . من تو را از آن جهة به داغ دورى گرفتار ساختم كه گوشتى كباب كردى و در برابر همسايه‌ات تنگ چشمى نشان دادى و از آن كباب به دو نخوراندى . » و نيز گفته شده است : سبب گرفتارى يعقوب اين بود كه ماده گاوى داشت و اين گاو ماده داراى گوساله‌اى بود . يعقوب گوساله را در پيش روى مادرش كشت . حيوان از كشته شدن فرزند خود رنج مىبرد و مىناليد
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره يوسف - آيه 76 .