بارى ، يوسف بنيامين را گرفت و برادران بنيامين چون ديدند براى رهائى او چارهاى ندارند ، از يوسف درخواست كردند كه او را به ايشان واگذارد . و گفتند :
يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ إِنَّ لَهُ أَباً شَيْخاً كَبِيراً فَخُذْ أَحَدَنا مَكانَهُ
[ ( 1 ) ] ( از عزيز ، او پدرى دارد كه پيرمرد سالخوردهاى است - و تاب دورى او را نخواهد آورد - بنابر اين ، يكى از ما را به جاى او بگير . )
يوسف گفت :
مَعاذَ اللَّهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلَّا مَنْ وَجَدْنا مَتاعَنا عِنْدَهُ .
[ ( 2 ) ]
( پناه بر خدا ازين كه ما بگيريم جز كسى را كه مال خود را در نزدش يافتهايم . )
وقتى از رهائى دادن بنيامين نااميد شدند ، پنهانى با هم به چارهجوئى پرداختند چنان كه هيچ كس ديگرى جز خودشان درين گفت و گو شركت نداشت .
برادر بزرگ ايشان ، شمعون ، گفت :
أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ أَباكُمْ قَدْ أَخَذَ عَلَيْكُمْ مَوْثِقاً مِنَ اللَّهِ
[ ( 3 ) ] ( مگر نمىدانيد كه پدرتان ، شما را به خدا سوگند داده ) كه بنيامين را به او برگردانيم و گرنه به خشم خداوند گرفتار خواهيم شد ؟
وَ مِنْ قَبْلُ ما فَرَّطْتُمْ فِي يُوسُفَ فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ حَتَّى يَأْذَنَ لِي أَبِي
[ ( 4 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره يوسف - آيه 78
[ ( 2 ) ] - سوره يوسف - آيه 79
[ ( 3 ) ] - سوره يوسف - آيه 80
[ ( 4 ) ] - سوره يوسف - آيه 80