چيست ؟
گفتند :
هر كس كه پيمانه در بارش پيدا شود ، همو نيز بايد به كيفر برسد . ) او را بگيريد و پيش خود نگه داريد .
بنابر اين بازرسى و جست و جو را آغاز كردند . نخست به بازرسى بارهاى برادران پرداختند . بعد پيمانه را از بار بنيامين بيرون آوردند .
برادران ، كه اين را ديدند ، گفتند :
إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ .
[ ( 1 ) ]
( اگر او دزدى مىكند ، برادر ديگرى هم پيش از اين داشته كه دزدى كرده است . ) منظورشان يوسف بود . دزدى يوسف نيز هنگامى روى داد كه بتى از بتهاى پدر زن باباى خود را دزديد و آن را شكست و بدين سبب مورد سرزنش واقع شد .
و نيز گفتهاند :
منظور از دزدى يوسف ، موضوع تهمت دزديدن كمربند جدش اسحاق است ، كه شرح آن پيش از اين گذشت .
هنگامى كه پيمانهء دزدى شده از ميان بار بنيامين پيدا شد ، برادرانش به او گفتند :
« اى فرزندان راحيل ، هميشه ما از دست شما آسيب ديدهايم . »
بنيامين پاسخ داد :
« ولى ، برعكس ، فرزندان راحيل هميشه از دست شما عذاب ديدهاند . اين پيمانه را هم همان كسى در بار من گذاشته كه آن درهمها را در بارهاى شما گذاشته بود . »
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره يوسف - آيه 77