تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
در قرآن كريم مىفرمايد : «
ثُمَّ نُكِسُوا عَلى رُؤُسِهِمْ
» [ ( 1 ) ] يعنى هنگامى كه مىخواستند آن سؤال را از ابراهيم بكنند ، در برابر او سرافكنده شدند . وقتى به ابراهيم گفتند : « تو مىدانى كه اين بت‌ها سخن نمىگويند . » ، ابراهيم گفت : «
أَ فَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكُمْ شَيْئاً وَ لا يَضُرُّكُمْ ! أُفٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ ؟
» [ ( 2 ) ] ( آيا خداى جهان را رها كرده و بت‌هائى را مىپرستيد كه هيچ سود و زيانى براى شما ندارند ! اف بر شما و بر آنچه بجز خداى يكتا مىپرستيد . مگر شما عقل خود را به كار نمىبريد ؟ ) بعد هنگامى كه نمرود به ابراهيم گفت : « ميدانى خدائى كه مىپرستى و مردم را به پرستش او مىخوانى ، كيست ؟ » گفت : « پروردگار من كسى است كه زنده مىكند و مىميراند . » نمرود گفت : « من هم زنده مىكنم و مىميرانم . » ابراهيم پرسيد : « چگونه ؟ » جواب داد : « دو مرد را مىگيرم كه هر دو بايد كشته شوند . يكى از آن دو تن را مىكشم . در اين صورت مانند كسى هستم كه او را ميرانده و ديگرى را مىبخشم . و مانند كسى هم كه او را زنده كرده است . »
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره انبياء - از آيه 65 [ ( 2 - ) ] سوره انبياء - آيه‌هاى 66 و 67