تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
و چهره خويش بر زمين نهاده و روى خود بر خاك ماليده‌ام و ديگر سخنى نمىگويم كه آن را ناروا شمارى . » آنگاه به دعا پرداخت . در اين هنگام خداوند فرمود : « اى ايوب ! فرمان من درباره تو روا شد و مهربانى من بر خشم من پيشى گرفت . تو را بخشيدم و آمرزيدم و خانواده تو و دارائى تو را به تو برگرداندم . همانند آنها را نيز با آنها به تو دادم كه براى بازماندگان خويش نشانه و درس عبرتى شوى تا هنگامى كه آسيب و ماتمى مىبينند ، از بردباران باشند . اكنون
ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ .
[ ( 1 ) ] پاى بر زمين بزن و درين چشمه آب سرد كه از زمين بيرون مىآيد ، شست و شو كن و از آن بياشام تا بيمارى تو بهبود پذيرد و از درد و رنج رهائى يا بى . به ياران خود نيز نزديك شو و از من بخواه تا از گناهشان درگذرم چون رفتارشان درباره تو مانند نافرمانى درباره من بود . » ايوب پاى خويش را بر زمين كوفت و چشمه آبى از زير پايش جوشيد كه در آن شست و شو كرد و خداوند آن بلا را از او برداشت . آنگاه بيرون رفت و نشست و همسرش به نزدش رفت و سراغش را گرفت . ايوب پرسيد : « آيا او را مىشناسى ؟ » پاسخ داد :
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره ص - آيه 42