تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
تست كه من بيمار مانم . اى كاش خداى من اين ترس و بيم را از دل من برمىگرفت و زبان مرا آزاد مىساخت به اندازه‌اى كه بتوانم سخن بگويم . و اى كاش هر بنده‌اى حق داشت كه درباره خويش با سرور خود به چون و چرا پردازد و بهبود حال خود را از او بخواهد . درين صورت ، من اميدوار مىشدم كه خداوند مرا از اين بيمارى و گرفتارى رهائى بخشد . ولى آن كه مرا در افكنده و پست ساخته ، بسى برتر و بلندتر از من است چنان كه او مرا مىبيند ولى من او را نمىبينم . او فرياد مرا مىشنود ولى من نداى او را نمىشنوم . نه به من نگاه لطف مىافكند تا به حالم رحمت آورد ، و نه به من نزديك مىشود تا درباره بىگناهى خويش سخن گويم و از خود دفاع كنم . » همين كه ايوب اين سخنان را گفت ، ابرى در آسمان سايه افكند و از آن اين ندا به گوش رسيد : اى ايوب ! خداوند مىفرمايد : « من به تو نزديكم و هميشه نزديك بوده‌ام . پس برهان خود را بياور و درباره بىگناهى خويش سخن بگو . و در جاى يك گردنكش بايست زيرا شايسته نيست كه با من چون و چرا كند جز كسى كه گردنكش و خودپسند باشد . تو گوئى مىخواهى شير را با ريسمان ببندى و اژدها را افسار بزنى و پيمانه‌اى از نور را بسنجى و مثقالى از باد را وزن كنى و پوشه‌اى بر خورشيد بپيچى و روز گذشته را برگردانى . نيكىهائى كه تو كرده‌اى كارى بوده كه از دست خود تو با چنين توانائى اندكى كه دارى برنمىآمده است . ( يعنى : اين يارى من بوده كه تو را توفيق نيكو كارى بخشيده است . )
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 102 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت