تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
مىكرد . به مردم اجازه مىداد كه آزادانه معتقدات خود را بيان كنند و عقايد مخالف را بشنوند و به بحث پردازند . روى اين اصول تعداد بيگانگان در شهرهاى مصر افزايش يافته بود . او مردى نيكرفتار و دادگر بود . و حكايت كرده‌اند كه وقتى به قتل رسيد ، بساط عدل و انصاف برچيده شد و بيدادگرى آشكار گشت . گروهى از ستمديدگان به درگاه خليفه پناه بردند و دادخواهى كردند . از جملهء حرف‌هائى كه زدند اين بود كه امير الجيوش ، افضل ، را لعنت كردند . خليفه سبب لعن را پرسيد . گفتند : « از اين جهت لعنتش مىكنيم كه مردى دادگر و نيك خو بود و ما به خاطر عدالت و نيكرفتارى او شهرها و زادگاه‌هاى خود را رها كرديم و به شهر او آمديم . حالا كه او از دنيا رفته بايد اين همه ظلم ببينيم . در حقيقت سبب ستم‌هائى كه به ما مىرسد ، اوست . » پس از شرح فوت المستنجد باللّه ، خليفه عباسى ، مىنويسد : المستنجد باللّه در رفتار با مردم از بهترين خلفا شمرده مىشد . دادگر بود و مهربانى و ملايمت زياد داشت . بسيارى از باج‌ها را برانداخت و در عراق از آنها نشانه‌اى بر جاى نگذاشت . دربارهء كسانى كه اهل چپاول و تبهكارى بودند و براى مردم پاپوش مىدوختند ، سختگيرى بسيار مىكرد و از گناه آنان
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 62 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت