در نمىگذشت .
شنيدم او كسى را كه به مردم بهتان مىبست و بدنامشان مىكرد ، دستگير ساخت و به زندان انداخت .
وقتى مدت زندان او به طول انجاميد ، يكى از يارانش كه جزء خاصان خليفه بود ، پاى شفاعت در پيش گذاشت و حاضر شد كه براى آزادى وى ده هزار دينار بپردازد .
المستنجد باللّه نپذيرفت و گفت : « من ده هزار دينار به تو مىدهم كه يك نفر ديگر مثل او را پيشم بياورى تا شرش را از سر مردم باز كنم . »
همچنانكه پس از درگذشت نيكان به شرح صفات پسنديدهء آنان مىپردازد و از نيكىهاى آنان ياد مىكند ، بدرفتارىهاى بدان را نيز بىطرفانه شرح مىدهد .
مثلا پس از درگذشت سيف الاسلام به سال 593 مىنويسد :
در ماه شوال اين سال سيف الاسلام طغتكين بن ايوب ، در زبيد ، درگذشت . او برادر صلاح الدين ايوبى و فرمانرواى يمن بود .
مردى بد رفتار بود و به مردم سخت مىگرفت . كالاهاى بازرگانان را براى خود مىخريد و به هر بها كه دلش مىخواست مىفروخت .
سيم و زر بىشمار گرد آورد تا جائى كه از بس طلا زياد داشت ، آن را مىگداخت و مانند آسياب مىسائيد و ذخيره مىكرد !
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 63
مساهمون: ابن الأثير
ص٦٣