توطئهها و دامها
چنان كه تاريخ گواهى مىدهد بسيارى از فرمانروايان جانشان يك يا چند بار به خطر افتاده و در معرض توطئههائى واقع گرديدهاند كه گاهى به نتيجه رسيده و به هلاكشان منجر شده و گاهى هم به نتيجه نرسيده و مشت توطئه كنندگان را باز كرده و آنان را به كيفر رسانده است . در برخى ازين توطئهها نيز پاى زن در كار است .
ابن اثير اين گونه توطئهها را نيز در اغلب موارد چنان به تفصيل شرح مىدهد كه خواننده را براستى مجذوب و محفوظ مىكند .
راجع به كشته شدن شمس الملوك - كه سومين فرد از سلسلهء اتابكان دمشق به شمار مىرفت - ضمن وقايع سال 529 مىنويسد :
درين سال ، در چهاردهم ربيع الاخر ، شمس الملوك اسماعيل بن تاج الملوك بورى طغتكين ، فرمانرواى دمشق كشته شد .
علت كشته شدن او اين بود كه به بد رفتارى و بيدادگرى مىپرداخت . اموال گماشتگان و كارگزاران خود را مصادره مىكرد و براى اينكه اموالشان را بگيرد در شكنجه دادن و آزردن آنان مبالغه مىنمود .
شهر را از ذخائر و اموال خالى كرد و تمام آنها را به شهر صرخد منتقل نمود .
بعد به عماد الدين زنگى نامهاى نوشت و پيشنهاد كرد كه دمشق را تسليم وى كند و او را برانگيخت كه به شتاب خود را به دمشق برساند و آن جا را به تصرف درآورد . در آخرين نامهء خود نوشت :
« اگر تو در آمدن به دمشق سستى و اهمال روا دارى ، من اين سرزمين را تسليم فرنگيان خواهم كرد . »