وقت از شهر خارج شد و در خيمه فرود آمد . و فرمان داد كه لشكريان او از خانههاى مردم بيرون بروند .
آنگاه شادياخ را به عنوان خانهاى براى خود و لشكريان خود ساخت . و او و كسانش در آن سكونت گزيدند .
عمارت شادياخ بعد ويران گرديد .
وقتى روزگار سلطنت سلطان الب ارسلان سلجوقى فرا رسيد ، اين داستان را در خدمتش ذكر كردند . و او فرمان داد كه ساختمان را تجديد كنند .
از رويدادهاى سال 569 درگذشت اتابك نور الدين محمود بن زنگى است كه ابن اثير پس از اشاره به اين موضوع مىنويسد :
از رفتار و صفات پسنديدهء نور الدين ، پرهيزگارى و خداپرستى و دانش وى بود .
از آنچه در دسترس داشت نمىخورد و نمىپوشيد و بهره برنمىگرفت جز از ملكى كه آن را شخصا با سهم خود از غنائم جنگى ، يا از اموالى كه به رفاه مسلمانان اختصاص داشت ، خريدارى كرده بود . وقتى زن او از تنگدستى خود در پيش او شكايت كرد ، سه دكان كه در شهر حمص داشت و متعلق به خودش بود ، به او داد . اين سه دكان نزديك به سالى بيست دينار درآمد داشت . و چون زنش اين درآمد را به چيزى نشمرد و اندك گرفت ، به او گفت : « من جز اين چيزى ندارم . و همهء آنچه در دست من است ، مال مسلمانان است . من گنجينه دار مسلمانان هستم و در امانت آنها خيانت نمىكنم . و به خاطر تو هم خود را در جهنم نمىاندازم . »
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 59
مساهمون: ابن الأثير
ص٥٩