تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
ملك صالح از او پرسيد : « آيا اگر خداى بزرگ فرا رسيدن مرگ مرا مقدر كرده باشد ، به نظر تو نوشيدن شراب مرگ را به تأخير خواهد انداخت ؟ » فقيه پاسخ داد : « نه . » گفت : « پس به خدا سوگند من نبايد پروردگار پاك و منزه را در حالى ملاقات كنم كه لب به آنچه حرام كرده آلوده باشم . » در شرح وقايع سال 602 پس از ذكر كشته شدن سلطان شهاب الدين غورى ، راجع به شمه‌اى از اخلاق و رفتار او مىنويسد : علما در دربار او حضور مىيافتند و در مسائل فقهى و غيره سخن مىگفتند . امام فخر الدين رازى نيز در سراى او وعظ مىكرد . روزى حاضر شد و به موعظه پرداخت و در پايان سخن خود گفت : « اى پادشاه ، نه پادشاهى تو باقى مىماند و نه ريا كارى فخر رازى . و بازگشت همهء ما به سوى خداست . » شهاب الدين كه اين سخن شنيد ، چنان گريست كه از بسيارى گريهء او دل حاضران بر او سوخت . راجع به امير الجيوش افضل وزير خليفه مصر ، كه به سال 515 كشته شد ، مىنويسد : او از مبارزه با اهل سنت كه در معتقدات خود پافشارى مىنمودند ، امتناع مىورزيد و ديگران را هم از مبارزه با آنان منع
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 61 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت