اتابك عماد الدين زنگى نيز بر اثر دريافت اين پيام ، آمادهء حركت شد و به سوى دمشق روانه گرديد .
وقتى اين خبر به دمشق رسيد و موضوع نامهنگارى شمس الملوك به اتابك زنگى فاش شد ، ياران پدر و جد شمس الملوك ازين حركت برآشفتند و آزرده خاطر شدند . و اين خبر را به مادر شمس الملوك رساندند .
مادر او نيز از شنيدن اين خبر ناراحت شد . . . و در انتظار فرصت نشست تا هر وقت كه پسرش از غلامان خود جدا شد و تنها ماند ، سزايش را بدهد .
همين كه چنين فرصتى به دست آورد ، به غلامان خود امر كرد كه شمس الملوك را بكشند .
آنان نيز او را به قتل رساندند .
بعد دربارهء قتل او به روايت ديگرى مىپردازد كه چنين است :
مىگفتند سبب كشته شدن او اين بود كه پدرش - تاج الملوك - حاجبى داشت به نام يوسف بن فيروز .
يوسف در دورهء فرمانروائى تاج الملوك و همچنين در دورهء پسرش ، شمس الملوك ، قدرت و نفوذ بسيار داشت .
او متهم بود به اين كه با مادر شمس الملوك ، پنهانى رابطه و سرو سرى دارد .
وقتى اين خبر به گوش شمس الملوك رسيد تصميم گرفت كه يوسف را به قتل رساند .
يوسف بن فيروز قبلا از خطرى كه در راهش بود آگاهى يافت و گريخت .
او به قلعهء تدمر رفت و در آن جا تحصن اختيار كرد . بعد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 65
مساهمون: ابن الأثير
ص٦٥