بعد پس از توضيحى دربارهء شجرهء نسب العاضد راجع به مدت فرمانروائى خلفاى مصر مىنويسد :
« تمام مدت فرمانروائى ايشان نيز ، از ذى الحجهء سال 299 هجرى قمرى كه مهدى در شهر سجلماسه ظهور كرد تا وقتى كه العاضد ، آخرين فرد ايشان ، درگذشت ، تقريبا دويست و هفتاد و دو سال و يك ماه مىشود . . . »
بعد به بىاعتبارى و بيوفائى دنيا اشاره مىكند و مىنويسد :
اين روش دنياست كه چيزى به كسى نداده جز اينكه پس گرفته و كامى را شيرين نكرده جز اينكه بعد تلخ ساخته و هيچ صافى نداشته كه سرانجام آن را تيره ننموده است .
صفاى آن از كدورت خالى نيست و كدورت آن از صفا خالى است .
از خداوند بزرگ مىخواهم كه دلهاى ما را به سوى خود بكشاند و ما را به كناره گيرى از دنيا وادارد و دلبستهء آخرت سازد .
اوست كه شنوندهء دعا و نزديك به اجابت است .
وقتى مژدهء زوال دولت فاطميان و خطبه خواندن به نام عباسيان در مصر به بغداد رسيد ، تا چند روز طبل بشارت نواختند و شهر را آذين بستند و شادمانى و سرورى نشان دادند كه حد و حساب نداشت .
اخلاق و رفتار فرمانروايان
ابن اثير معمولا پس از درگذشت شاهان و خلفا و ساير فرمانروايان ، و گاهى هم در زمان زندگانى ايشان ، راجع به دادگسترى و ديندارى و نيكوكاريهاى ديگر ، يا بدكارى و بدخوئى