تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
كنند و در عوض به نام المستضيء خطبه بخوانند . آنان هم اين كار را كردند و حتى دو بز هم به يك ديگر شاخ نزدند . ( يعنى : آب از آب تكان نخورد . ) صلاح الدين به ساير شهرهاى مصر نيز كتبا همين دستور را داد و آن را عملى كرد . رفته رفته بيمارى العاضد ، خليفهء مصر ، شدت يافته بود . بدين جهت از خويشان و ياران او هيچكس خبر قطع خطبه را به دو نداد . همه مىگفتند : اگر خليفه شفا پيدا كرد ، خودبخود از اين موضوع آگاه خواهد شد . و اگر مردنى باشد ، سزاوار نيست كه او را پيش از مرگش با اين خبر اندوهگين كنيم . قضا را خليفهء مصر در روز عاشورا دار جهان را بدرود گفت در حالى كه از قطع خطبه خبردار نشده بود . پس از مرگ او صلاح الدين به سوگوارى نشست . همچنين بر قصر خلافت و آنچه در قصر بود ، دست يافت چون بهاء الدين قراقوش ، نايب صلاح الدين ، پيش از مرگ العاضد ترتيب حفظ آن اموال را داده بود . لذا وقتى كه خليفه از دنيا رفت ، تمام دارائى كاخ را تحويل صلاح الدين داد . اين اشياء از غايت بسيارى ، به شمارش در نمىآمد . در ميان آنها چيزهاى گرانبها و غريبى يافت مىشد كه دنيا همانندش را نديده بود . گوهرهائى كه پيش هيچ كس جز ساكنان آن كاخ وجود نداشت از آن جمله كوه ياقوت بود كه وزن آن به هفده درهم يا هفده مثقال مىرسيد . من ( يعنى ابن اثير كه معاصر صلاح الدين بود ) درين باره شك ندارم چون آن را ديدم و وزن كردم .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 50 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت