مىكنى ؟ » اما اتابك زنگى گفت : « بگذار بماند . به خدا من در چهرهء او مىبينم كه در جنگ از من عقب نخواهد ماند . »
آنگاه با سپاهيان خود حركت كرد و به شهر رها رسيد .
او نخستين كسى بود كه به فرنگيان حمله كرد و همان نوجوان با او درين حمله همراهى مىنمود .
يكى از شهسواران فرنگى به اتابك زنگى حمله برد و مىخواست او را از ميان بردارد . ولى همين سپاهى سر راه بر او گرفت و با يك ضربهء نيزه او را به قتل رساند .
بدين ترتيب اتابك جان به سلامت برد و بيست و هشت روز جنگ را ادامه داد تا شهر رها را از فرنگيان گرفت .
گروهى از مردم ديندار و پرهيزگار براى من ( يعنى ابن اثير ) حكايت كردهاند كه مردى نيكو كار اتابك شهيد را در خواب ديد و از او پرسيد : خداوند با تو چه كرد ؟
گفت : « به خاطر فتح شهر رها از گناهان من درگذشت . »
ضمن وقايع سال 551 ، وقتى سلطان محمد - پسر سلطان محمود سلجوقى - بغداد را محاصره كرد و با خليفهء عباسى ، المقتفى لامر اللّه به جنگ پرداخت ، ابن اثير مىنويسد :
به فرمان خليفه جار زدند كه : هر كس درين جنگ ضمن دفاع از شهر زخمى بردارد ، پنج دينار به وى داده خواهد شد .
از آن پس هر كس كه زخمى برمىداشت ، به خدمت وزير مىرفت و پنج دينار مىگرفت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 34
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٤