داريد كه هيچ حرفى نزنم ؟ » خزانهدار كه اين پاسخ شنيد ، از او درگذشت .
حيلهها و تدابير جنگى
هر جا كه براى دستيابى به پيروزى ، يا گردآورى سپاه ، يا دلگرم و برانگيختن سپاهيان به جنگ ، حيلهها و تدابير خاصى به كار رفته ، ابن اثير آنها را نيز به گونهاى روشن و شيرين شرح داده است كه در اين جا چند مثال از آنها به عنوان نمونه ذكر مىشود .
مىدانيم كه اتابك عماد الدين زنگى سرسلسلهء اتابكان موصل و جزيره و شام است كه پيش از صلاح الدين ايوبى در جنگهاى صليبى شركت جست و با فرنگيان نبرد كرد . و چون سرانجام به دست گروهى از غلامان خود كشته شد ، به « اتابك شهيد » معروف گرديد .
شرح پيكارهاى عماد الدين زنگى و تدابير زيركانهء او نيز خواندنى است . در سال 521 هنگامى كه عازم تصرف نصيبين شده بود ، ابن اثير مىنويسد :
شهر نصيبين نيز از طرف حسام الدين تمرتاش ، صاحب ماردين ، اداره مىشد .
همين كه عماد الدين زنگى به شهر نزديك شد ، حسام الدين تمرتاش به فكر چارهجوئى افتاد و نزد پسر عم خود ، ركن الدوله داود بن سقمان ، رفت . . . و براى جنگ با اتابك زنگى از او كمك خواست .
او نيز شخصا به وى وعدهء مساعدت داد و براى اين كار به گرد آورى لشكريان خود پرداخت .