تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
كارى است كه ما هرگز زير بارش نخواهيم رفت . » اين مسئله ميان ايشان هنوز حل نشده و آن مرد گنجوى هم نزدشان است و گرايش به مذهب مسيح را نمىپذيرد . آن ملكه نيز او را دوست دارد . » دو سال بعد ، پس از شرح لشكر كشى سلطان جلال الدين خوارزمشاه به گرجستان چنين مىخوانيم : . . . سرانجام گرجىها شكست خوردند و جلال الدين فرمان داد تا از هر راه كه ممكن است خونشان را بريزند و هيچيك از ايشان را زنده نگذارند . آنچه بر ما محقق گرديده اين است كه بيست هزار گرجى درين جنگ كشته شدند . اگر چه مىگفتند : شمارهء كشته‌شدگان بيش از اين بوده است . . . بدين گونه شكست گرجىها قطعى گرديد . در پايان با عبارتى تعصب آميز شكست گرجىها را چنين توجيه مىكند : « گرجستان پادشاه نداشت و ملكه‌اى داشت . چه راست گفت پيغمبر خدا صلى اللّه عليه و سلم آنجا كه فرمود : « قومى كه كار خود را به دست زنى بسپارد رستگار نخواهد شد . »

چاشنى طنز

ابن اثير در بسيارى از موارد براى اين كه مطالب خود را مزه‌اى بدهد يا مزهء آن را بيش‌تر كند چاشنى طنز را بدان مىافزايد . چنان كه ضمن رويدادهاى سال 602 دربارهء زناشوئى ابو بكر بن پهلوان مىنويسد : در اين سال ، ابو بكر بن پهلوان ، صاحب آذربايجان و
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 27 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت