اران ، با دختر فرمانرواى گرجستان زناشوئى كرد .
سبب اين ازدواج آن بود كه گرجىها چون مىديدند ابو بكر بن پهلوان سخت گرفتار شراب و قمار و هوسرانىهاى ديگر است و نمىتواند به كارهاى سرزمين خود برسد و شهرها را حفظ كند ، پى در پى به شهرهاى او حمله مىبردند .
ابو بكر هم كه تاخت و تازهاى ايشان را مىديد و آن كارهاى زيان بخش برايش غيرت و غرورى باقى نگذاشته بود كه اعتيادات خود را كنار بگذارد و نمىتوانست از آن شهرها با شمشير خود دفاع كند بر آن شد كه با اير خود دفاع نمايد .
از اين رو ، دختر فرمانرواى گرجستان را به عقد درآورد و در نتيجهء اين وصلت ، گرجىها از حمله و قتل و غارت در شهرهاى او دست برداشتند .
نتيجهء اين كار ابو بكر بن پهلوان آن شد كه مىگفتند :
« شمشير خود را غلاف كرد و اير خود را بركشيد ! » گاهى در اين تاريخ به خبرهائى مىرسيم كه به يك لطيفه بيشتر شباهت دارد تا يك رويداد تاريخى . مانند اين خبر كه از وقايع سال 621 است :
در اين سال خزانه دار بغداد در ماه ذى القعده به بعقوبا رفت و در آن جا دست به بيداد و ستم گشود .
به او گفتند كه يكى از اهالى به دو دشنام داده است .
او را به نزد خود فراخواند و سرزنش كرد و پرسيد « براى چه به من دشنام مىدهى ؟ » پاسخ داد : « شما به ابو بكر و عمر ناسزا مىگوئيد براى اين كه فدك را گرفتند در صورتى كه فدك براى حضرت فاطمه عليها السلام بيش از ده نخل نداشت . آن وقت هزار نخل از من مىگيريد و انتظار
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 28
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٨