بعد ، در جست و جوى مردى برآمدند كه با اين خانم زناشوئى كند و به نمايندگى از طرف او به كشور دارى برخيزد و از خاندان فرمانروا نيز باشد .
ميان آنان كسى كه شايستهء اين كار باشد وجود نداشت .
فرمانرواى ارزن الروم درين زمان مغيث الدين طغرل شاه بن قلج ارسلان بود .
بزرگان خاندان او شهرتى داشتند و از شاهان سلجوقى بودند و از اكابر ملوك اسلام به شمار مىرفتند .
مغيث الدين پسر بزرگى داشت . و كسى را به گرجستان فرستاد تا از گرجىها خواستار ازدواج ملكه گرجستان با پسر وى شود .
ولى مردم گرجستان از پذيرفتن اين درخواست خوددارى كردند و گفتند :
« ما چنين كارى را نمىكنيم زيرا براى ما مقدور نيست كه يك مسلمان سررشتهء كار ما را در دست داشته باشد . »
مغيث الدين گفت : « پسر من مسيحى مىشود و با او ازدواج مىكند . »
اين پيشنهاد را پذيرفتند .
از اين رو ، مغيث الدين به پسر خود دستور داد كه به آئين مسيح درآيد .
او نيز مسيحى شد و با آن ملكه زناشوئى كرد و پيش او رفت و نزد گرجىها ماندگار شد . و بر شهرهاى گرجستان حاكم گرديد و در نصرانيت خود پايدار ماند .
پناه مىبريم به خداوند از پستى و فرومايگى ! و از او مىخواهيم كه پايان كار ما را نيك سازد . . .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 25
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٥