پناهنده شده است . كنار گذاشتن او كار زشتى است .
تو پيش او برو و با او گفت و گو كن . و هرطور كه دوست داريد كار را اصلاح كنيد .
من هم مانند چشمان شما او را زير نظر خواهم گرفت و زشتى كار او را بر او گوشزد خواهم كرد . »
فرستادهء قلج ارسلان ، همانطور كه صلاح الدين توصيه كرده بود ، پيش نور الدين محمد رفت و با او به گفت و گو پرداخت .
در نتيجه ، قرار بر اين شد كه نور الدين تا يك سال ديگر زن آواز خوان را بيرون كند ، و در صورتى كه اين كار را نكرد ، صلاح الدين از يارى او چشم بپوشد . و او و قلج ارسلان بر ضد وى برخيزند .
روى اين قرار آشتى كردند .
صلاح الدين به شام بازگشت و نور الدين نيز به سوى شهرهاى خود مراجعت كرد .
همين كه مدت مقرر سپرى شد ، نور الدين زن مطربه را از پيش خود براند .
اين زن به بغداد رفت و در آن جا ماند تا هنگامى كه دار فانى را بدرود گفت .
ضمن بيان وقايع سال 620 مىنويسد : گرجىها چون ديگر مردى نداشتند كه شايسته فرمانروائى باشد ، زنى را فرمانروا كردند . اين خانم كارها را به دست گرفت و به فرمانروائى پرداخت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 24
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٤