تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
گفت : «
هذِهِ ناقَةٌ لَها شِرْبٌ وَ لَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ .
» [ ( 1 ) ] ( يك روز اين شتر ماده از آب مىنوشد ، يك روز شما . ) شما ) اگر اين شتر را پى ببريد خداوند شما را نابود خواهد ساخت . از آن پس يك روز شتر و يك روز قوم ثمود آب مىنوشيدند . هر روزى كه نوبت آب نوشيدن شتر بود ، راه او را تا نهر آب باز مىگذاشتند . همچنين شير او را مىگرفتند و تمام ظرف‌هاى خود را از شير او پر مىكردند . هر روز هم كه نوبت آب برداشتن قوم ثمود بود ، شتر را از آب دور نگه مىداشتند و آن حيوان هم هيچ از آب نمىنوشيد . آنگاه از آب به اندازه مصرف روز بعد خود نيز ذخيره مىكردند . بعد خداوند به صالح وحى فرستاد كه : « قوم تو به زودى شتر تو را پى خواهند بريد . » صالح اين موضوع را با آن مردم در ميان گذاشت . آنان گفتند : « ما نمىخواستيم چنين كارى بكنيم . » صالح گفت : « اگر شما هم شتر مرا پى نبريد و نكشيد عنقريب در ميان شما فرزندى زاده خواهد شد كه پى يا عصب پشت پاى او را خواهد بريد تا ديگر نتواند راه برود . »
هامش
[ ( 1 ) ] - سوره شعرا ، آيه 155