تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
كن . در اين جشن خداى خود را فرا خوان و نشانه‌اى از راستگوئى خود به ما بنما . ما هم خداى خود را فرا مىخوانيم . اگر خداى تو آنچه را كه تو خواستى به تو ارزانى داشت ما پيرو تو خواهيم شد . و اگر خدايان ما درخواست‌هاى ما را برآوردند ، تو از ما پيروى كن . » صالح گفت : « بسيار خوب . » بر اين قرار ، همه با بت‌هاى خود از شهر بيرون شدند در حالى كه صالح نيز همراهشان بود . آنان از بت‌هاى خود درخواست كردند كه نگذارند صالح به آنچه مىخواهد ، برسد . آنگاه بزرگ خاندان ثمود ، صخره بزرگى را نشان داد و به صالح گفت : « اى صالح از ميان اين سنگ ، شتر ده ماهه آبستنى را براى ما بيرون بياور . اگر چنين كارى كردى ، ما تو را راستگو خواهيم دانست . » صالح در اين باره از ايشان پيمان گرفت و به نزديك صخره رفت و به درگاه پروردگار عز و جل نماز گزارد و ازو حاجت خود را خواست . در اين هنگام تخته سنگ بزرگ مانند آبستنى كه دچار درد زايمان شده باشد ، به پيچ و تاب افتاد . آنگاه شكافته شد و از ميان آن شتر ماده‌اى ، همچنان كه از صالح خواسته بودند بيرون آمد در حالى كه همه به اين رويداد مىنگريستند . اين شتر ، بعد كره‌اى زاد كه درست به اندازه خود او بود . بزرگ خاندان ثمود ، كه نامش جندع بن عمرو بود ، و چند تن ديگر از سران آن قوم به صالح ايمان آوردند . همين كه آن شتر ماده از سنگ بيرون آمد ، صالح به آنان
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 294 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت